رمان ازم بریدی manema pdf

دانلود رمان ازم بریدی از نویسنده manema با لینک مستقیم
رمان ازم بریدی اندروید ، پی دی اف، آیفون نسخه کامل + بیوگرافی و عکس نویسنده رایگان
موضوع رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۲۰۰
خلاصه رمان: دوتا دختر با دوتا داستان متفاوت که خواهرانه پشت همو میگیرن،مشکلات گره میشن واسشون ولی این گره به دست دوتا پسر دیگه باز میشه دوتا پسر که…
قسمتی از متن رمان ازم بریدی
ولی شام باتو…هلی:نامرد… باشه! رفتیم خونه. براش سوپ درست کردم هلیا میگه دستپختم خیلی خوبه نمیدونم برای خودم یکم ریختموخوردم. خوب شده! تویه ظرف ریختم ویه مانتو تابستونه ی خردلی بایه شلوار راسته ی مشکی پوشیدمو زدم بیرون…ای وای من که نمیدونم کدوم خونشونه حالا چه غلطی بکنم…. تو همین فکرهابودم که در یکی از خونه هابازشدوزانیار اومد بیرون سريع رفتم کنارش:سلام. برگشت طرفم و لبخند زد:سلام…مگه قرار نبودهلیا خانوم بیان؟
براش کاری پیش اومدنتونست ………….. بفرمایین.
زانی: میشه ببرید توخونه؟ راستش من الان خیلی عجله دارم. شک داشتم فکر کنم فهمید:بهم اعتماد کنید. دل و زدم به دریا ازش خداحافظی کردمو رفتم تو در خونه رو باز کردم سرمو چرخوندم که دیدم تیام عرق کرده روی یکی از مبلها دراز کشیده باصدای ضعیفی گفت: زانیار باز چیزی جاگذاشتی؟
صدامو صاف کردم که برگشت نگاهم کرد طفلک هول کرد و از روی مبل افتادنمیدوستم چیکار کنم سریع سوپ رو گذاشتم روی عسلی ورفتم بازوشو گرفتم چقدرداغه. با کمک من نشست روی مبل:سلام…ببخشید ترسوندمتون.